جزئیات مرگ دلخراش «عاطفه» در چنگ جوان هوسران

جزئیات مرگ دلخراش «عاطفه» در چنگ جوان هوسران

دادستان عمومی و انقلاب ایرانشهر، از ارسال پرونده قتل وحشتناک «عاطفه» به دادگاه خبر داد.قاضی «خانی» درباره اقدامات صورت گرفته در این پرونده به خبرنگار روزنامه سیستان و بلوچستان گفت: متهم که از بستگان نزدیک دختر 9 ساله (مقتول) است، در همسایگی خانواده وی زندگی می کرد که به قصد هوسرانی، او را ربود اما وقتی متوجه شد که دختر خردسال احتمال دارد ماجرای هوسرانی او را فاش کند، دست به جنایت زد و در اقدامی هولناک دختر کوچک را به قتل رساند.

سی ام اردیبهشت خبر گم شدن دختر 9 ساله ای به نام «عاطفه» فضای مجازی را لبریز از اظهارنظر و درخواست کمک کرد. طولی نکشید که کانال های تلگرامی نیز به نشر موضوع پرداختند تا این که ردپای یکی از بستگان عاطفه در این ماجرا به میان آمد چرا که برخی شاهدان دخترک را ترک موتورسیکلت وی دیده بودند. مرد 28 ساله متاهل که یک سال از ازدواجش می گذرد در حالی به این پرونده کشیده شد که جست و جوهای خانواده عاطفه برای پیدا کردن او بی نتیجه مانده بود.این گزارش حاکی است هشت روز از ماجرا گذشت تا این که خبر تلخی در شهر «دلگان» پیچید، عاطفه به طرز هولناکی به قتل رسیده و جسد او نیز به آتش کشیده شده بود بنابراین تنها مظنون این حادثه با صدور دستور قضایی بازداشت شد و مورد بازجویی قرار گرفت و در نهایت به قتل عاطفه با انگیزه هوسرانی اعتراف کرد.

ماجرا از زبان پدر عاطفه

پدر عاطفه درباره این حادثه به خبرنگار ما می گوید: پس از گذشت هشت روز از مفقود شدن فرزندم با خبر تلخی مبنی بر یافتن جسد او رو به رو شدیم.متهم به قتل بعد از گذشت هشت روز که همه ذهن ها متمرکز بر او شده بود تصمیم گرفت برای پاک کردن سر نخ ها جنازه را از مکان مورد نظر دور کند اما هنگام جابه جایی جسد تکه تکه شده در پلاستیک، موتورسیکلت اش زنجیر پاره کرد و از جاده منحرف شد که همین موضوع سبب جمع شدن مردم روستا اطراف او شد.

اهالی منطقه با بوی متعفن در اطراف جسد مواجه شدند که قابل شناسایی نبود ولی بر اساس شواهد به دست آمده قبلی درباره این فرد و اخبار مفقود شدن دختر بچه، حدس می زدند جنازه مربوط به عاطفه باشد، به همین دلیل موضوع کشف جنازه را به نیروی انتظامی و خانواده اش اطلاع دادند. پدر داغدار تصریح می کند: خانواده متهم چندین بار از طریق بزرگان فامیل درخواست کردند که ما را ببینند اما اجازه ندادم. در روزهایی که دخترم مفقود شده بود خانواده این فرد رفتارهای مشکوکی داشتند و گویا در جریان ماجرا بودند که اگر چنین بود انتظار داشتم خودشان پسرشان را معرفی کنند چون ما به جز همسایه بودن، فامیل نزدیک هم هستیم.